سهیل آقایانی

یک سوم مسیر

سهیل آقایانی
one third of path
اگر الان بخوام درباره حالم صحبت کنم، باید یکم بیشتر از عبارت "خوبم" جواب بدم. در حقیقت کمتر از یک ماه دیگه، ۲۴ خردادماه ، من وارد ۲۴ سالگی می‌شم. ممکنه اتفاق خوشی باشه. اما من می‌ترسم. برای اولین بار در زندگیم از زندگیم بیشتر از مرگم ترسیدم. چرا که تقریبا در یک سوم مسیر قرار گرفتم. از این می‌ترسم که تا الان به اندازه‌ی کافی از زندگیم استفاده نکرده باشم. اطرافم رو می‌بینم. متوجه می‌شم آدم‌های موفقی دور من هستن. یکی کار خوبی داره، یکی دیگه دوست دختر داره، یکی دیگه حتی ازدواج کرده، یکی دیگه مهاجرت کرده. من از این می‌ترسم که دیگه واقعا نمی‌دونم باید چیکار بکنم. از رفتارها و احساسات خودم می‌ترسم. خودم همین امروز پا تلفن اعصابم اونقدر بهم ریخت که شروع به بدخلقی کردم. می‌ترسم آدم زیادی احساسی‌ای باشم. بطوری که نتونم خودم رو در یک رابطه مرد رابطه صدا بزنم. همچنان زمانی که دندون پزشکی می‌رم. موقع کار روی دندون‌هام چشم‌هام رو می‌بندم چرا که از لوازم دندون‌پزشکی می‌ترسم‌. همچنان از خون می‌ترسم. من می‌ترسم به اندازه‌ی کافی زندگی نکرده باشم.
وقتی ازم درباره مهاجرت می‌پرسن. همیشه خوشحال میشم دربارش حرف بزنم ولی همچنان نتونستم کامل روی یک کشور تمرکز داشته باشم. با اینکه تنها به اروپا ختمش کردم. هنوز برای مهاجرت پیش دفاتر مهاجرتی می‌رم و در انتها از قیمت بالاشون با دیگران حرف می‌زنم. بعد وقتی هم دیگران پیشنهاد اپلای به صورت خودجوش رو می‌دن. نمی‌دونم چی بگم. هم یک ترس درونی هست و هم نمی‌دونم که چیکار باید بکنم.
بحث هزینه‌ها که میشه، همیشه از این می‌ترسم که در آینده نکنه یهو پول کم بیارم. با اینکه بعضی اوقات بدون توجه به مبلغ برای رفع لذت درونم و یا نیاز خودم خرج می‌کنم. از خسیس بودن بدم میاد. دوست دارم آدم لارجی باشم. نمی‌دونم این ترس من چطوری می‌تونه برطرف بشه.
وقتی که می‌خوام سن فیلتر کنم و می‌بینم در انتها بازه ۲۰ تا ۲۵ سال دارم قرار می‌گیرم، می‌ترسم. انگار این پایانه. حال نمی‌دونم این ترس رو باید به دو ترس دیگه‌ی خودم اضافه بکنم یا نه؟ دلم می‌خواد که بدونم الان چطوری از زندگیم استفاده کردم.