سهیل آقایانی

ارزش آدمی

سهیل آقایانی
human worth
«بنظرت آدمیزاد به چه چیزی بیشتر از بقیه چیزها ارزش می‌ده؟... خب... تو چه فکر می‌کنی؟ اگر یه مرد یا یه زنی این انتخاب رو داشت که یه استعدادی رو برای خودش انتخاب کنه. چه استعدادی بهترین انتخاب، یا انتخابی که واقعا ارزش انتخاب کردن رو داشته باشه بود؟
من باری از گروهی از آدم های شایسته [این سوال را] پرسیدم. یکیشون همونطور که تونستی حدس بزنی دنبال استعداد هنری بود، یکی دیگه دنبال داشتن یک هوش برتر و استعداد سوم هم توانایی اختراع و خلق وسایل جدید بود.
البته که استعداد هنری، اختراع، فراست و خلاقیت جزو ایده‌های والا رتبه‌ای هستن. بیشتر آدم‌ها این استعدادها رو انتخاب می‌کردن اگر حق انتخاب کردن بین تمام این استعدادها رو داشتن.»
مرد به اطرافش نگاه می‌کند و مخفیانه لبخندی بر لب خود شهود می‌دهد. در نهایت ادامه می‌دهد:« ما عجب دورغگوهای قهاری هستیم. تو فکر می‌کنی من آدم خودخواهیم. تو فکر می‌کنی آدم‌ها واقعا این استعدادها رو انتخاب می‌کنن ولی زمانی که در خلوت خودشون هستن ترجیح بر بدست آوردن یکسری استعدادهای پایه رو دارن. مثل استعداد پول درآوردن یا اینکه چطوری اصلا یک زن رو بتونن اغوا کنن. خب باید یه واقعیتی رو بدونی... من واقعا خودخواهم. البته در مورد اون گروه فکر کنم، اونا آدم‌های صادقی بودن. جواب‌هاشون بازتابی از روح آدمیزاد بود. در حالی که در قلب‌هاشون اونا می‌خوان باور کنن که تونستند دست به کار بزنن و چیزی بدست آوردن. برای همین هم هست که بیشتر دروغ‌هایی که می‌گیم زیبا هستن. من نپرسیدم که چه چیزی اهمیت بیشتری داره، من پرسیدم چه چیزی از نظر انسان ارزش بیشتری داره. فرق این دو سوال از هم در آنِ واحد کم و هم به اندازه این دنیا بزرگه.
هر کاری کنی یه نتیجه‌ای داره. مثلا همین هنرمند، اگر بیاد و یه زیبایی با تکنیک و روشی جدید خلق کنه. اون می‌شه استاد این تکنیک. میشه یه اسطوره که یک حرکت جدیدی رو انجام داده. حال اگر یه نفر دیگه، که کاملا مستقل ازش عمل کرده با استعدادی همانند اون فرد بیاد چنین اثری رو... بگیم ماه آیندش خلق کنه. می‌تونه بگه منم یک استادم که یه تکنیک جدید خلق کردم؟ نه... در بهترین حالت به اون فرد یک مقلد می‌گن.
اگر یه نفر با استعداد هوشی که داره بیاد توی ریاضی، فیزیک و یا حتی فلسفه و چیز جدیدی رو معرفی کنه. همه بهش خردمند می‌گن. همه علاقه‌مند می‌شن که زیر پاش بشینن و ازش یاد بگیرن. اسمش رو در تاریخ برای حتی هزاران هزار سال ثبت می‌کنن که بهش احترام بذارن. حالا چی می‌شه اگر یکی دیگه بیاد همین تئوری که این فرد خردمند داده رو به تنهایی ثابت کنه. فقط یکم توی ارائه دادنش دیر کرده باشه؟... بگیم تقریبا یک هفته... آیا بخاطر تلاش و تحقیقاتی که کرده ازش قدردانی می‌شه؟ بازم نه... ازش قدردانی نمی‌شه.
یک زن میاد یک طرح که ارزش زیادی داره و کلی کار مهندسی می‌خواد رو انجام می‌ده. اون زن همیشه به عنوان یک مخترع، یک طراح و یا یک پیشرو ازش یاد می‌شه. اما اگر یک نفر با همین استعداد بیاد یک طرحی مثل این زن بسازه بدون اینکه بدونه اصلا کسی این کار رو یک سال پیش کرده. آیا بخاطر خلاقیتش بهش پاداش می‌دن؟ نههههههههه.... به اون فرد می‌گن که کپی کرده. سعی کرده تقلید کنه.
پس آخر سر ما چه استعدادی رو باید انتخاب کنیم؟ اگر ما استعداد هنری داشته باشیم. چه فایده‌ای داره اگر که دیرتر از بقیه استعدادمون رو به بقیه نشون بدیم. هیچ فایده‌ای نداره. چون وقتی دو قطعه زیبای هنری رو می‌بینی. حتی اگر از نظر زیبایی با هم برابر باشن ما به اون اثری ارزش بیشتر می‌دیم که اول از همه اومده. مهم نیست که تو چی خلق کردی. چیزی که مهمه اینکه تو زودتر از هر کس دیگه‌ای اون رو خلق کرده باشی. این زیبایی نیست که ما می‌پسندیم. این خردمندی و یا خلاقیت نیست که ما دنبالشیم. بنظر من با ارزش استعدادی که یک انسان می‌تونه داشته باشه، هیچ چیزی جز نوآوری نیست.»